۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه

مسابقه مولای کائنات - روز دوم


1- امیرالمؤمنین علیه السلام ریسمان محکم الهی است.
وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ ... ﴿۱۰۳﴾
آل عمران، آیه 103
و همگی در پناه «ریسمان خدا» روید و (از آن) پراکنده نشوید.
حدیث تفسیری:
در مورد این آیه از امام کاظم علیه السلام سوال شد، فرمود:
علیُّ بنُ ابی طالبٍ علیه السلام حَبلُ اللهِ المَتین.
علی بن ابی طالب علیه السلام ریسمان محکم خداوند است. (تفسیر عیاشی، ج1، ص194)
از سخنان امیر کلام:
نزدیک شدن به خدا با گدایی از اوست و نزدیک شدن به مردم با ترک درخواست از مردم.

2- امیر المؤمنین و فرزندان معصومش صاحب اختیارند.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا ﴿۵۹﴾
نساء، آیه 59
ای کسانی که ایمان آورده اید، اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیامبر و اولی الامر خود را. و هر گاه در امری نزاع داشتید؛ اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید، آن را به خدا و پیامبر بازگردانید، این بهتر و نیک فرجام تر است.
حدیث تفسیری:
از امام رضا علیه السلام پرسیدند اولی الامر کیست؟ فرمود:
علیَُ بنُ أبی طالِبٍ و الأوصیاءُ مِن بَعدِهِ علیهم السلام.
علی بن ابی طالب علیه السلام و اوصیای پس از او. (تفسیر عیاشی، ج1، ص253)
از سخنان امیر کلام:
دنیا کوچک تر و خوارتر و پست تر از آن است که در آن افراد به دنبال کینه های خود باشند.

3- امیر عالم را به درگاه خدا واسطه کنیم.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ ...﴿۳۵﴾
             مائده، آیه 35
ای کسانی که ایمان آورده اید، از خدا پروا کنید و وسیله در راهِ {تقرّب به} او طلب کنید.
حدیث تفسیری:
امیرالمؤمنین علیه السلام در مورد این آیه فرمود:
أنا وَسیلَتُهُ و أنا و وُلدی ذُرّیَّتُهُ.
من وسیله ی او هستم و من و فرزندانم خاندان او هستیم. (مناقب، ابن شهر آشوب، ج1، ص75)
از سخنان امیر کلام:
مرگ به پیشانی شما گره خورده و دنیا پشت سرتان تمام شده.

۱۳۸۹ آبان ۲۰, پنجشنبه

مسابقه مولای کائنات - روز اول


1- توسل به اهل بیت علیهم السلام راز سعادت است.

وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هََذَا بَلَدًا آمِنًا وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرَاتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلَى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿۱۲۶﴾
            سوره ی بقره، آیه 124
و {به یاد آور} آن هنگام که ابراهیم را مالکِ او با کلماتی آزمود و او آن ها را کامل به جا اورد؛
فرمود: من هستم که تو را برای مردم امام قرار می دهم، گفت و {همچنین} از دودمانم؟،
فرمود: پیمان من به بیدادگران نمی رسد.
حدیث تفسیری:
«مفضّل» از امام صادق علیه السلام در مورد معنی «کلمات» در این آیه پرسید، حضرت پاسخ دادند:
این کلمات همان است که حضرت آدم علیه السلام از رب خود دریافت کرد و توبه اش را پذیرفت که این کلمات چنین بود که آدم علیه السلام
 گفت: یا رب، به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام تو را قسم  می دهم که توبه ام را بپذیری و خداوند متعال توبه اش
 را پذیرفت، خداوند همانا بسیار توبه پذیر است.
مفضل ادامه داد که معنی «اتمّهنّ» چیست؟ حضرت فرمود:
یعنی حضرت ابراهیم علیه السلام همه ی دوازده امام را که نه تای آن ها از فرزندان حسین علیهم السلام هستند تا حضرت قائم علیه السلام
 کامل نام برد. (خصال، شیخ صدوق، ج1،ص304)
از سخنان امیر کلام:
پاکیزه ترین کسب، کسب حلال است.


2- لیلة المبیت نشانه ی جان فشانی امیر در راه خدا و رسول است.

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ ﴿۲۰۷﴾
            سوره بقره، آیه207
و در میان مردم کسی هست که برای دستیابی به رضایت خداوند جانش را می فروشد و خداوند با بندگان مهربان است.
حدیث تفسیری:
امام باقر علیه السلام فرمود:
این ایه درباره ی علی بن ابی طالب علیه السلام هنگامی نازل شد که او جانش را فدای خداوند و رسولش قرار داد؛ همان شب که وقتی کافران
 قریش به دنبال (قتل) رسول خدا صل الله علیه و آله بودند در بستر او خوابید. (تفسیر عیاشی، ج1،ص 101)
از سخنان امیر کلام:
بترس که خداوند تو را هنگام عبادت نبیند، ولی موقع گناه نظاره کند و لذا دشمن تو گردد.

3- حضرت علی علیه السلام جان رسول خداست.
فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ 
وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ﴿۶۱﴾
            آل عمران، آیه 61
هر کس در این {باره} پس از دانشی که به تو رسیده، با تو محاجه و ستیز کند، بگو: «بیایید پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان، 
و نفوس خودمان و نفوس خودتان را فرا خوانیم؛ آن گاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغ گویان قرار دهیم.
حدیث تفسیری:
روزی مامون از امام رضا علیه السلام خواست که بزرگ ترین فضیلت امیرالمؤمنین علیه السلام را بیان فرمایدف امام رضا علیه السلام فرمود:
فضیلتی که در مباهله است. خداوند متعال فرماید: «فَمَن حاجّکَ...» رسول خدا صل الله علیه و آله حسن و حسین علیهما السلام را فرا خواند
که فرزندانش بودند و فاطمه علیها السلام را فراخواند که این جا حکم زنانش بود و امیرالمؤمنین علیه السلام را فرا خواند که به فرمان خداوند
 نفس او بود و این هم روشن است که کسی از نفس رسول خدا صل الله علیه و اله با فضیلت تر نباشد. (بحارالانوار، علامه مجلسی، ج10،ص250)
از سخنان امیر کلام:
از همنشینی با گناه کاران بپرهیز زیرا کسی که از عمل گروهی راضی باشد مانند کسی است که همراه با آنان گناه کرده است.

۱۳۸۹ آبان ۱۹, چهارشنبه

مسابقه مولای کائنات - مقدمة


«ولیّ» انسان کاملی است که به تمام معنا در پروردگار ذوب شده است؛ جز خدا را نمی بیند، و جز خدا را نمی پرستد، و خواسته ای جز خواسته پروردگار ندارد. از این رو محبت او، محبت پروردگار؛ اطاعت از او، اطاعت از پروردگار؛ و در نتیجه خشنودی او از انسان، خشنودی پروردگار است. به همین دلیل در حدیث آمده است که پیامبر اکرم صل اله علیه و آله که بنا بر نقل شیعه و سنی خطاب به امیر المومنین علی علیه السلام فرمود:
« یا علی! لَو أنّ عبداً عَبدالله –عزوجل- مِثلَ ما قامَ نُوحُ فی قَومِه، وَ کانَ لَهُ مِثلُ اُحدٍ ذَهَباً فَاَنفَقَهُ فی سَبیلِ اللهِ و مُدَّ فی عُمره حَتّی حَجَّ اَلفَ عامٍ عَلی قَدمَیهِ، ثُمَ قُتِلَ بَینَ الصَّفا و المَروَةِ مَظلوماً، ثُمَّ لَم یولِکَ یا عَلیُّ، لَم یَشُمَّ رائِحَةَ الجَنَّةِ و لَم یَدخُلها. »
ای علی، اگر بنده ای به اندازه ی مدتی که حضرت نوح قوم خود را به پرستش خدا دعوت کرد، خداوند عزوجل را عبادت کند، و هم وزن کوه احد طلا را در راه خدا انفاق نماید، و عمرش چنان طولانی شود که هزار بار با پای پیاده حج به جا آورد، و میان صفا و مروه در حالی که مظلوم است کشته شود ولی دوستی و محبت تورا نداشته باشد، هرگز بوی بهشت به مشام او نخواهد رسید و داخل آن نخواهد شد.
معتبر ترین متن دین یعنی قرآن کریم با اشاره ها و کنایه های روشن تر از صراحت گویی بار ها و بارها سخن از لزوم فضایل، و در یک کلمه از لزوم ولایت امیرمؤمنان –علیه السلام- به میان آورده است. و مجموعه ای که فرا روی شما است برخی از آیات قرآنی را که بیانگر فضایل آن حضرت است مورد بررسی قرار داده و در صدد است با تبیین آیات، به ویژه از دید تفسیر روایی و بالاخص منابع اهل سنت پرده ازمعنای آنها بردارد و شبهات مخالفان را پاسخ دهد. «تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.» امید است این تلاش متواضعانه مورد پذیرش درگاه پروردگار و منظر عنایت صاحبان ولایت مطلقه حضرات معصومین – علیهم السلام- به ویژه امیر مؤمنان علی –علیه السلام- و ولی عصر –عج الله تعالی فرجه الشریف- قرار گیرد.

۱۳۸۹ آبان ۱۸, سه‌شنبه

مسابقه بزرگ عید غدیر خم

علاقمندان به شرکت در مسابقه مولای کائنات می توانند جهت ثبت نام،
adm moula
نوشته، به همراه اسم و نام آموزشکاه خود و به شماره فوق پیامک بفرستند.

exp: adm moula
muhammad reza s/o ali hussain
tohid

۱۳۸۹ مهر ۸, پنجشنبه

مراسم آغاز سال تحصیلی 90-89


همزمان با آغاز سال تحصیلی 90-89 مجتمع آموزشی توحید اقدام به برگزاری مراسم جشن آغاز مدرسه نمود.
در این مراسم که در روز پنج شنبه ساعت 2 بعد از ظهر انجام گرفت همه دانش آموزان مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان شرکت کردند.
در ابتدای جلسه آیاتی از کلام الله مجید توسط دانش آموز پنجم ابتدایی، مدثر قرائت شد و پس از آن مربی پرورشی مجتمع پیام مقام محترم وزارت آموزش پرورش را قرائت کرد. سپس جناب آقای موسوی مدیریت محترم مجتمع آموزشی توحید به صحبت پرداخت. ایشان در ابتدای سخنان خود از معلم شهید استاد جلیل احمد امیری و شهید حجت الاسلام سید عباس زیدی و دانش آموز شهید مصطفی محمدی یاد کرد و افزود سال تحصیلی جدید را با غم از دست رفتن عزیزانی آغاز می کنیم که سال های زیادی را در جهت رشد و تعالی فرزندان مکتب جعفری خدمت نمودند و با وجود تمام مشکلات موجود در زندگی شخصی پیوسته در امر تعلیم و تعلم و تربیت دانش آموزان مجتمع های توحید، خدیجه کبری س و علامه اقبال کوشا بودند و از هیچ دریغی فروگزار نبودند.

ایشان در ادامه گفتند از دست دادن این معلمان فرزانه ضایعه بزرگی است که جبران آن شاید سال ها وقت نیاز داشته باشد. ولی شما دانش آموزان می توانید با سعی و تلاش خود و با اتکا به نیروی ایمان و پیشتکار زحمات آن معلم دلسوز را مثمر ثمر قرار دهید و  نام و یاد او را در دل همه ی فرهنگیان این مرز و بوم جاودان کنید.

درادامه دانش آموز قیام الدین علیزاده مقاله ای با موضوع آغاز مدرسه ایراد کرد و پس از آن آقای فرزاد معاونت محترم مجتمع آموزشی جمهوری اسلامی ایران در کویته سخنانی را ایراد کردند. و همچنین شهادت استاد جلیل احمد امیری و دانش آموز قاری مصطفی محمدی را به همه دانش آموزان و معلمین مجتمع آموزشی توحید تسلیت گفت. وی در ادامه سخنان خود از اهمیت
تعلیم و تعلم یاد آوری کرد و افزود فرصتی که اکنون در دستان شماست بهترین فرصت و مقدمه ای برای بدست آوردن مدارج بلند علمی می باشد.


و بالاخره حسن ختام مراسم قرائت دعای پر فیض فرج توسط یکی از دانش آموزان مقطع ابتدایی و همچنین خوشامدگویی به دانش آموزان کلاس اول ابتدایی و گلریزان دانش آموزان بود.





۱۳۸۹ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

و لا تَحسَبَنَّ الذین قُتِلوا فی سَبیلِ اللهِ اَمواتٌ، بَل أحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقوُن



هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شده اند مردگانند، بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.

شهادت تزریق خون است به پیکر اجتماع، این شهدا هستند که به پیکر اجتماع و در رگ های اجتماع – خاصه اجتماعاتی که دچار کم خونی هستند - خون جدید وارد می کنند.

هیچوقت خون شهید هدر نمی رود، خون شهید به زمین نمی ریزد، خون شهید هر قطره اش به صدها قطره، و هزاران قطره، بلکه به دریایی از خون تبدیل می گردد و در پیکر اجتماع وارد می شود. به همین سبب پیغمبر اسلام فرمودند:

ما مِن قَطرَةٍ اَحَبُّ الی اللهِ مِن قَطرَةِ دَمٍ فی سَبیلِ الله

هیچ قطره ای در مقیاس حقیقت و در نزد خدا از قطره ی خونی که در راه خدا ریخته شود بهتر نیست.

اگر خونی که در احد از حمزة بن عبدالمطلب ریخت او را مفتخر به لقب سیدالهشداء نمود بخاطر پیوند خونی اش با پیامبر اسلام نبود بلکه رشادت ها و حق طلبی هایش ایشان را به آن درجه رفیع رساند. گویند وقتی سپاه اسلام از جنگ احد بازگشت از همه خانه هایی که عضوی از خود را در این جنگ از دست داده بود صدای گریه و ناله بلند بود. پیغمبر اسلام دید در خانه ی همه ی شهداء گریه است جز خانه ی جناب حمزه، حضرت با مشاهده ی این صحنه فرمودند:

«اما حمزة فلا بواکی له»

یعنی همه شهدا گریه کننده دارند جز حمزه که گریه کننده ای ندارد. به محض شنیدن این جمله صحابه به خانه هایشان رفتند و گفتند: پیامبر فرمود حمزه گریه کننده ندارد. زنانی که برای فرزندان خودشان یا شوهران، یا پدران و برادرانشان می گریستند، به احترام پیامبر و به احترام جناب حمزة بن عبدالمطلب آمدند خانه ی حمزه و به احترامش گریستند.

این جریان نشان داد که اسلام، با اینکه با گریه بر میت (میت عادی) چندان روی خوشی نشان نداده است، اما مایل است که مردم بر شهید بگریند، زیرا شهید حماسه آفریده است و گریه بر شهید، شرکت در حماسه ی او و هماهنگی با روح او موافقت با نشاط او و حرکت در این موج عقیده ی اوست.

آری مکتب انسان ساز تشیع با خون شهید و شهداء – بدر و احد و خندق – جوانه زد و با خون شهدا رشد کرد و انشاء الله باخون شهدا بارور خواهد شد. شهدایی همچون استاد ارجمند شاعر اهلبیت شهید جلیل احمد امیری و استاد عزیز حجة الاسلام سید عباس زیدی و قاری خوش لحن قرآن شهید مصطفی محمدی که هر چند سالهای معدودی در این جهان گذراندند ولی عاقبت به آرزویشان که همانا شهادت در راه حسین زهرا علیهما السلام بود رسیدند.

شب های قدر رمضان 1431 مصادف بود با رقم خوردن تقدیر انسان هایی که با خضوع و خشوع به درگاه باری تعالی آمدند و از او خواستند تا شهادت را نصیب ایشان کند. خداوند نیز دعایشان را قبول کرد و آنان را به مقام رفیع شهادت نایل کرد و در آخرین جمعه این رمضان با زبان روزه گویا خواسته باشند به مولایشان حسین بن علی علیهما السلام تمسک جسته باشند در میدان میزان چوک شهر کویته جام شهادت نوشیدند.

دوش وقت سحـــر از غصه نجـــاتم دادنـــد                    انـــدر آن ظــلمت شب آب حیاتم دادنـــد

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی                     آن شب قــــدر که این تازه براتــــم دادند


قطعه شعری از استاد شهید جلیل احمد امیری

دوستان چشم انتظارند ای امید جان بیا

دیده ی شیدا سیه شد یک گل وصلت نچید

یوسف زهرا بیا شاهد ز دست عشق تو

زهر فرقت را چشید و از همه عالم برید


۱۳۸۹ شهریور ۱۰, چهارشنبه

به مناسبت روز جهانی قدس

روز قدس: جمعه آخر ماه رمضان
یكى از وقایع تاریخى كه بسیار حائز اهمیت است در اوائل پیروزى انقلاب اسلامى ایران كه به دست زعیم و رهبر كبیر مسلمین جهان حضرت امام خمینى ره دائر شده، «روز جهانى قدس است‏» كه از روز جمعه آخر ماه مبارك رمضان 1399 قمرى (1358 شمسى) شروع و مقرر گشت هر ساله در چنین روزى تمام مسلمین جهان راهپیمایى كنند.


اینك قسمتى از پیام امام خمینى قدس سره به مناسبت روز جهانى قدس از نظر خوانندگان گرامى مى‏گذرد: روز قدس، جهانى است، و روزى نیست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفین با مستكبرین است، روز مقابله ملتهائى است كه در زیر فشار ظلم آمریكا و غیر آمریكا بودند، روزى است كه باید مستضعفین مجهز بشوند، در مقابل مستكبرین، و دماغ مستكبرین را به خاك بمالند، روزى است كه بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد، متعهدین امروز را روز قدس مى‏دانند و عمل مى‏كنند به آنچه كه باید بكنند، و منافقین و آنهائى كه با ابرقدرتها در زیر پرده آشنائى دارند، و با اسرائیل دوستى دارند در این روز بى تفاوت نیستند، و یا ملتها را نمى‏گذارند كه تظاهرات كنند.
روز قدس، روزى است كه باید سرنوشت ملتهاى مستضعف معلوم شود باید ملتهاى مستضعف در مقابل مستكبرین اعلان وجود بكنند، باید همانطور كه ایران قیام كرد، و دماغ مستكبرین را به خاك مالید، و خواهد مالید، تمام ملتها قیام كنند، و این جرثومه‏هاى فساد را به زباله‏دانها بریزند.
روز قدس، روزى است كه باید همت كنند و همت كنیم كه قدس را نجات بدهیم، روز قدس روزى است، كه باید به این روشنفكرانى، كه در زیر پرده با آمریكا و عمال آمریكا روابط دارند هشدار داد، هشدار به اینكه اگر از فضولى دست‏بر ندارند سركوب خواهند شد.

روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است، و روز حكومت اسلامى است.

سخنرانى امام خمینى ره در روز قدس با محتواى و ابعاد وسیعى كه دارد، اهم نكاتش بر تجمع و اتحاد مسلمین براى سركوبى دشمنان اسلام تكیه شده، و اگر مسلمانان نیرومند جهان ید واحده شوند و اختلاف عقیده و اختلاف مذهب را كنار بگذارند، و براى دفاع از حریم اسلام، و قرآن، و كعبه، كه مشترك بین همه اقشار مسلمین عالم است‏بكوشند، هرگز اجازه تجاوز كفار و منافقین را به حریم اسلام و مقدسات آن نخواهند داد، تا جائى كه چند میلیون صهیونیست قبله اول مسلمین (بیت المقدس) را اشغال نموده، و در بین مسلمین تفرقه و جدائى بیندازند، و اینها هستند كه شیعه را از سنى، و سنى را از شیعه جدا مى‏نمایند، وحدت مسلمین را به هم مى‏زنند، تا كمر مسلمین را بشكنند، و از تفرقه آنان بهره‏هاى خود را ببرند.

قدس، قبله نخستین و حرم دوم مسلمانان جهان , سرزمین اصلى و وطن میلیون ها آوارهء مسلمان فلسطینى است كه استكبار جهانى توسط صهیونیسم جنایتكار, از سال 1948آن سرزمین را از دست ساكنانش خارج ساخت و تحت سلطهء نیروهاى اشغالگر قدس قرارداد. این توطئه از همان اولین سال هاى اجرا, با مقاومت مردم مسلمان فلسطین و اعتراض مسلمانان و انسان هاى آزاده و بیدار دل جهان مواجه شد و به شكل مبارزات پیگیر وسیاسى ـ نظامى , چهره خود را نشان داد. ملت بزرگوار و مسلمان ایران نیز پس از پیروزى انقلاب شكوهمنداسلامى مسألهء آزاد سازى فلسطین از چنگال غاصبان قدس را سرلوحهء آرمان هایش قرارداده و همه ساله روزقدس را به روز فریاد كشیده بر سر ستمكاران تاریخ تبدیل كرده است .
پس از پیروزى انقلاب اسلامى , امام امت در اولین فرصت روزى را براى نجات قدس از چنگال صیهونیستهاى جنایتكار, به عنوان روز قدس تعیین نمودند و پیامى كه به همین مناسبت صادر نمودند,فرمودند:


بسم الله الرحمن الرحیم

من طى سالیان دراز, خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم كه اكنون , این روزها به حملات وحشیانهء خود به برادران و خواهران فلسطینى شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطینى پیاپى خانه و كاشانه ایشان را بمباران مى كند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولت هاى اسلامى مى خواهم كه براى كوتاه كردن دست این غاصب وپشتیبانان آن , به هم بپیوندند; و جمیع مسلمانان جهان را دعوت مى كنم آخرین جمعهء ماه مبارك رمضان را كه ازایام قدر است و مى تواند تعیین كنندهء سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد, به عنوان " روز قدس " انتخاب و طى مراسمى همبستگى بین المللى مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونى مردم مسلمان فلسطین اعلام نمایند ازخداوند متعال پیروى مسلمانان را بر اهل كفر خواستارم .

والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته
روح الله الموسوی الخمینی

و به این سان پیام پیامبر گونه امام راحلمان , نور امید به دل مظلومان فلسطینى تاباند و میلیون ها انسان آواده ومبارزه را براى مقابله عملى با توطئه هاى رژیم اشغالگر قدس و آمریكاى جهانخوار مصمم تر و استوارتر كرد.
پیام امام خمینى ـ رضوان الله تعالى علیه ـ نقطهء عطفى در تاریخ مبارزات ملت فلسطین شد و مسلمانان جهان را براى مقابله با جنایت پیشگان تاریخ , به یكپارچگى و وحدت كلمه دعوت كرد.

امام خمینى (ره ) با اعلام آخرین جمعهء ماه مبارك رمضان به عنوان <روز قدس> بر مبارزهء پایان ناپذیرمستضعفین با جهانخواران ظالم تأكید كردند و فرمودند:

<روز قدس روز جهانى است , روزى نیست كه فقط اختصاص به قدس داشته باشد روز مقابلهء مستضعفین بامستكبرین است>.

روز قدس از دیدگاه رهبر معظم انقلاب

رهبر معظم انقلاب حضرت آیة الله خامنه اى , كه مسأله فلسطین را یكى از مشكلات اساسى و عمدهء جهان اسلام مى دانند و نسبت به آن اهمیت فراوانى قائلند, در این رابطه در نماز جمعه تهران به مناسبت فرار رسیدن روز قدس فرمودند:

<امروز دو مشكل عمده در جهان اسلام را, كه به ملتهاى اسلامى مربوط است , در این خطبه مورد توجه قرارمى دهیم :

مسألهء اول آن مشكل قدیمى و زخم كهنه فلسطین است كه به وسیلهء صهیونیست ها و ایادى استكبار به وجودآمد و همچنان به وسیلهء دست هاى استكبار جهانى این زخم در پیكرهء نظام , جامعه اسلامى و جهان اسلام , روز به روز به روز عمیق تر شده است . حوادث اخیر خلیج فارس موجب شد دنیاى اسلامى اندكى از حوادث فلسطین غفلت كند, این غفلت صیهونیست ها را تشویق كرد كه از فرصت استفاده كنند و فشار را بر مردم فلسطین بیشتركنند اولاً سیل مهاجرت بیگانگان از كشورهاى مختلف به سوى سرزمین مقدس و اسلامى فلسطین , سرازیرشود. بلاى بزرگ این است كه دولتها و ملتهاى اسلامى غافل شدند اگر چه (مردم ) غافل هم نمى شدند بسیارى از دولتها, شاید هیچ احساس وظیفه نمى كردند. ثانیاً این مبارزین مخلص و صادق فلسطینى , این مسلمانان مظلوم غریب كه انتفاضه فلسطینى را در سه سال اخیر به وجود آورده اند در خانه شان زیر سخت ترین فشارهاقرار گرفتند. شب و روزى نیست كه ضربتى به پیكر جامعهء اسلامى از راه فشار بر این مسلمانان مظلوم واردنشود. البته مبارزه ادامه دارد. آنچه مهم است این است كه دنیاى اسلام از مسألهء فلسطین باید غفلت نكند وملتها مسألهء فلسطین را از یاد نبرند. آمریكا, استكبار و پشتیبانان همیشگى صیهونیستها خواسته اند به مسلمین تحمیل كنند كه مسألهء فلسطین را فراموش كنند ولى ملت اسلام و ملت ایران نباید بگذارد مسألهء فلسطین فراموش شود.
روز قدس , روزى است كه یادآور یكى از ابتكارهاى امام راحل عظیم الشأن ماست . این روز را دنیاى اسلام باید گرامى بدارد. توده هاى مسلمان نگذارند كه بعضى از دولتهاى خود فروخته در فضاى آرام و سكوت مصنوعى كه به وجود آورده اند فلسطین را ذره ذره و لحظه به لحظه ذوب كنند و قضیه را به دست فراموشى بسپارند.
خیانت دولتهایى كه با رژیم غاصب ساختند و فلسطینیها را قربانى كردند, نباید از یاد برد و فراموش بشود.این یك قضیه كوچكى نیست , بیش از چهل سال است كه ملت اسلام نام فلسطین را مى آورد.
مسلمین , متفكرین اسلامى , نویسندگان و سیاستمداران , هزاران بار گفته اند و هزارها نفر در این راه شهیدشده اند. مگر مى شود پاره تن جهان اسلامى را در اختیار دشمنان گذاشت كه او را تصرف كنند و ملتى را از خانه خودش بیرون كنند! مگر چنین چیزى مى شود؟ مگر اسلام اجازه مى دهد؟ مگر ملتهاى اسلامى اجازه مى دهند؟

در فضاى عالم , این جو آمادگى , حضور, انتظار و طلب كارى نسبت به فلسطین باید روز به روز بیشتر شود.در داخل فلسطین هم باید این شعلهء مقدس روز به روز برافروخته شود. آن جوآنها آن زنان و مردان و جوانان وآن فداكارانى كه در داخل فلسطین با رژیم غاصب مبارزه مى كنند, باید بدانند نقطهء اصلى همان جایى است كه آنها بر روى آن انگشت گذاشتند, این , آنجایى است كه دشمن در آنجا شكست خواهد خورد. اینكه سازمانها درخارج از مرزهاى فلسطین پشت میهاى مذاكره بنشینند و یا به نام فلسطین در تریبونها خود نمایى كنند, مشكلى را حل نخواهد كرد. پشتیبانى عمومى دنیاى اسلام از بیرون و مبارزهء واقعى و محسوس ملت فلسطین در داخل ,این دو با هم مشكل را حل خواهد كرد و سر دشمن فلسطین را به سنگ خواهد كوبید. روز قدس را گرامى بدارید و آن را بزرگ بشمارید, البته اگر تبلیغات جهانى منعكس نمى كنند, نكنند. آن كسانى كه در زندانهاى فلسطینى هستند به ما گفته اند آنها از شعار و حضور شما و مشت گرده كردهء شما,كه حاكى از نیت و عزم صادقانه شماست , احساس قوت و قرت كرده و ایستادگى مى كنند. آن كه در پشت دیوار زندان هاى فلسطین اشغالى است , باید احساس تنهایى نكند تا بایستد. آن زن و مردى كه در كوچه و خیاباانهاى بیت المقدس و نوار غزه وشهرهاى دیگر فلسطین اشغالى مورد تهاجم اراذل و اوباش صهیونیست است باید احساس كند شما از آنهاحمایت مى كنید, تا بتواند مقاومت كند. دولتها هم البته تكالیفى دارند, دولت جمهورى اسلامى هم وظایفى دارد, به این وظایف عمل مى كنند و باز هم خواهند كرد. مسألهء ملى و عمومى و مردمى نقش خاص خود رادارد كه باید در جاى خود انجام بگیرد>.

امید آنكه این روز جهانى , تمام مسلمانان جهان را در صف واحد قرار داده و آرزوى دیرین امام راحل (ره ) براى رهایى قدس , به زودى عملى گردد .

ویژه نامه شهادت مولی الموحدین امیرالمومنین علی علیه السلام


پس از شهادت امام علی (ع ) حسن بن على (ع ) به خطبه ایستاد و خدا را ستود و بر او ثنا گفت و بر پیامبر درود فرستاد و سپس گفت :
امشب مردى درگذشت كه پیشینیان به حقیقت او نرسیده اند و آیندگان هرگز مانند او را نخواهند دید. كسى كه چون نبرد مى كرد جبرئیل در طرف راست و میكائیل در طرف چپ او بودند. به خدا سوگند, در همان شبى وفات یافت كه موسى بن عمران درگذشت و عیسى به آسمان برده شد و قرآن نازل گردید. بدانید كه او زر و سیمى از خود برجا نگذاشت مگر هفتصد درم كه از مقررى او پس انداز شده بود و مى خواست با آن مبلغ براى خانواده اش خادمى بخرد.

سپس قعقاع بن زراره برخاست و گفت :
رضوان خدا بر تو باد اى امیر مؤمنان به خدا سوگند زندگیت كلید هر خیر بود, و اگر مردم ترا مى پذیرفتند از بالاى سر و زیر پاى خود مى خوردند و نعمت خدا آنان را فرا مى گرفت ; لیكن اینان نعمت را ناسپاسى كردند و دنیا را بر آخرت برگزیدند.


آخرین وصیت علی (ع) چه بود؟
اصبغ بن نباته گوید: هنگامى كه امیرمؤمنان علیه‏السلام ضربتى بر فرق مباركش فرود آمد كه به شهادتش انجامید مردم بر در دارالاماره جمع شدند و خواستار كشتن ابن ملجم - لعنة الله - بودند. امام حسن علیه‏السلام بیرون آمد و فرمود: اى مردم! پدرم به من وصیت كرده كه كار قاتلش را تا هنگام وفات پدرم رها سازم. اگر پدرم از دنیا رفت تكلیف قاتل روشن است و اگر زنده ماند خودش در حق او تصمیم مى‏گیرد. پس بازگردید خدایتان رحمت كند.

مردم همه بازگشتند و من بازنگشتم. امام دوباره بیرون آمد و به من فرمود: اى اصبغ! آیا سخن مرا درباه پیام امیرمؤمنان نشنیدى؟ گفتم: چرا. ولى چون حال او را مشاهده كردم دوست داشتم به او بنگرم و حدیثى از او بشنوم، پس براى من اجازه بخواه خدایت رحمت كند. امام داخل شد و چیزى نگذشت كه بیرون آمد و به من فرمود: داخل شو. من داخل شدم دیدم امیرمؤمنان علیه‏السلام دستمال زردى به سر بسته كه زردى چهره‏اش بر زردى دستمال غلبه داشت و از شدت درد و كثرت سم پاهاى خود را یكى پس از دیگرى بلند مى‏كرد و زمین مى‏نهاد. آن گاه به من فرمود: اى اصبغ آیا پیام مرا از حسن نشنیدى؟ گفتم: چرا، اى امیرمؤمنان، ولى شما را در حالى دیدم كه دوست داشتم به شما بنگرم و حدیثى از شما بشنوم. فرمود: بنشین كه دیگر نپندارم كه از این روز به بعد از من حدیثى بشنوى.
بدان این اصبغ، كه من به عیادت رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رفتم همانگونه كه تو اكنون آمده‏اى، به من فرمود: اى اباالحسن، برو مردم را جمع كن و بالاى منبر برو و یك پله پایین‏تر از جاى من بایست و به مردم بگو: «هش دارید،هر كه پدر و مادرش را ناخشنود كند لعنت‏خدا بر او باد. هش دارید، هر كه از صاحبان خود بگریزد لعنت‏خدا بر او باد. هش دارید هر كه مزد اجیر خود را ندهد لعنت‏خدا بر او باد.»
اى اصبغ، من به فرمان حبیبم رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم عمل كردم، مردى از آخر مسجد برخاست و گفت: اى اباالحسن، سه جمله گفتى، آن را براى ما شرح بده. من پاسخى ندادم تا به نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم رفتم و سخن آن مرد را بازگو كردم.
اصبغ گفت: در اینجا امیرمؤمنان علیه‏السلام دست مرا گرفت و فرمود: اى اصبغ، دست‏خود را بگشا. دستم را گشودم. حضرت یكى از انگشتان دستم را گرفت و فرمود: اى اصبغ، رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم نیز همین گونه یكى از انگشتان دست مرا گرفت، سپس فرمود: هان، اى اباالحسن، من و تو پدران این امتیم هر كه ما را ناخشنود كند لعنت‏خدا بر او باد. هان كه من و تو مولاى این امتیم هر كه از اجرت ما بكاهد و مزد ما را ندهد لعنت‏خدا بر او باد. آن گاه خود آمین گفت و من هم آمین گفتم.
اصبغ گوید: سپس امام بیهوش شد،باز به هوش آمد و فرمود: اى اصبغ آیا هنوز نشسته‏اى؟ گفتم: آرى مولاى من. فرمود: آیا حدیث دیگرى بر تو بیفزایم؟
گفتم: آرى خدایت از مزیدات خیر بیفزاید. فرمود: اى اصبغ! رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم در یكى از كوچه‏هاى مدینه مرا اندوهناك دید و آثار اندوه در چهره‏ام نمایان بود. فرمود: اى اباالحسن! تو را اندوهناك مى‏بینم؟ آیا تو را حدیثى نگویم كه پس از آن هركز اندوهناك نشوى؟ گفتم: آرى، فرمود: چون روز قیامت‏شود خداوند منبرى بر پا دارد برتر از منابر پیامبران و شهیدان، سپس خداوند مرا امر كند كه بر آن بالا روم، آن گاه تو را امر كند كه تا یك پله پایین‏تر ازمن بالا روى، سپس دو فرشته را امر كند كه یك پله پایین‏تر از تو بنشیند و چون بر منبر جاى گیریم احدى از گذشتگان و آیندگان نماند جز آنكه حاضر شود. آن گاه فرشته‏اى كه یك پله پایین‏تر از تو نشسته ندا كند: اى گروه مردم; بدانید: هر كه مرا مى‏شناسد كه مى‏شناسد و هر كه مرا نمى‏شناسد خود را به او معرفى مى‏كنم، من «رضوان‏» دربان بهشتم، بدانید كه خداوند به من و كرم و فضل و جلال خود مرا فرموده كه كلیدهاى بهشت را به محمد بسپارم و محمد مرا فرموده كه آنها را به على بن ابى‏طالب بسپارم، پس گواه باشید كه آنها را بدو سپرده‏ام.
سپس فرشته دیگر كه یك پله پایین‏تر از فرشته اولى نشسته بر مى‏خیزد و به گونه‏اى كه همه اهل محشر بشنوند ندا كند: اى گروه مردم، هر كه مرا مى‏شناسد كه مى‏شناسد و هر كه مرا نمى‏شناسد خود را به او معرفى مى‏كنم، من «مالك‏» دربان دوزخم، بدانید كه خداوند به من و فضل و كرم و جلال خود مرا امر فرموده كه كلیدهاى دوزخ را به محمد بسپارم و محمد مرا امر فرموده كه آنها را به على بن ابى‏طالب بسپارم، پس گواه باشید كه آنها را بدو سپردم. پس من كلیدهاى بهشت و دوزخ را مى‏گیرم. آن گاه رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به من فرمود: اى على، تو به دامان من مى‏آویزى و خاندانت‏به دامان تو و شیعیانت‏به دامان خاندان تو مى‏آویزند. من (از شادى) دست زدم و گفتم: اى رسول خدا، همه به بهشت مى‏رویم؟ فرمود: آرى به پروردگار كعبه سوگند.
اصبغ گوید: من جز این دو حدیث از مولایم نشنیدم كه حضرتش چشم از جهان پوشید درود خدا بر او باد.


سرگذشت یک انار
زهرا جان تا به حال نشده چیزی از من بخواهی و این مرا می آزارد و شما راستی چرا چیزی از من درخواست نمی کنی ، چرا چیزی از من طلب نمی کنی . مگر من شوی تو نیستم ؟

با چهره ای پرسش گر و معصوم منتظر پاسخ است که این گونه می‌شنود : علی جان تو دریچه همه ی نعمت های الهی هستی . من هر چه خواستم ، تو بر من و فرزندان من ارزانی داشته ای، علی آرام نمی گیرد و باز اصرار می کند . آن قدر می گوید که همسرش سر به زیر و مملو از حجب و حیا می گوید : چند وقتی است که انار می خواهم ، البته اگر نتوانستی به خودت زحمت نده ...
جمله ی آخر را نشنیده و از خانه بیرون زده. به بازار می رود، ولی آخر الان که فصل انار نیست. هیچ اناری یافت نمی شود. به سختی از یک کاروان که تازه از راه رسیده اناری می‌خرد و به سمت خانه می آید. در دلش غوغایی است. بر لبانش لبخندی حاکی از شوق و اشتیاقی بی نهایت نقش بسته است.
در بین راه صدایی می آید. صدا از خرابه است. بیماری نالان افتاده است. کنارش می نشیند. سر فقیر را به دامن می گیرد؛ چه می خواهی ای برادرم؟ ناله کنان گفت: اگر می شود انار بدهید هوس انار کرده ام. انار را به دونیم می کند. دانه دانه انار را به کام مرد می گذارد . می خواهد برخیزد که مرد می گوید : ای برادر اگر می شود آن نیم دیگر هم بدهید. بسیار تشنه ام و این انار بسیار آبدار است. لبخندی می زند و دانه دانه آن نیم دیگر را هم در دهان مرد می گذارد. از خرابه بیرون می آید. نگران است. با چه رویی بروم خانه؟ این تنها خواسته ی او بود، نتوانستم اجابت کنم؟ آهی می کشد. شرمگین پا به خانه می گذارد که زهرا را خندان می بیند با طبقی پر از انارهای زیبا و بزرگ که برق می زنند. زهرا لبخند بر لب دارد، می گوید: ممنونم علی جان! هم اینک دو نفر آمدند و این را دادند و گفتند این از سوی شویت پسر ابی طالب است.



یا علی نامت ثبوت قل هو الله احد
نام تو نقش نگین امر الله الصمد

لم یلد از مادر گیتی و لم یولد چو تو
لم یکن بعد از نبی مثلت له کفوا احد


خدایا مارا زنده بدار به آنچه زنده داشتی علی بن ابی طالب را و بمیران به آنچه موت دادی بر آن علی بن ابی طالب علیه السلام را